آرالآرال، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 14 روز سن داره

آرال خان

دلنوشته های یک مادر برای پسر کوچولوش ( آنا دویغوسی )

خاطرات دو ماهه آرال ( جشن سیسمونی )

1390/7/1 15:10
نویسنده : مامان آرال
5,050 بازدید
اشتراک گذاری

سلام من خیلی وقت بود که نبودم تا خاطراتمو اینجا بنویسم میخوام ماجراهایی که این دو ماه برام اتفاق افتاده بنویسم .

28 روزه بودم که از تهران رفتیم آذرشهر خونه مامان بزرگم .

اونجا مامان مامانم واسه به دنیا اومدن من جشن گرفت و کلی مهمون دعوت کرد تو مهمونی همه با خوشحالی سیسمونی منو میدیدن و منو بغل می کردند تازه تو این مهمونی من کلی کادو گرفتم . تو مهمونی مامان بزرگم  که خدا رحمتش کنه تازه فوت کرد تو گوش من اذان و اقامه خوند و اسم منو تو گوشم گفت . بعد از چند روز بابام اومد تهران منو مامانی موندیم خونه مامان بزرگ.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرال خان می باشد