آرالآرال، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 29 روز سن داره

آرال خان

دلنوشته های یک مادر برای پسر کوچولوش ( آنا دویغوسی )

خاطراات آرال در آذرشهر

1390/7/1 19:23
نویسنده : مامان آرال
3,837 بازدید
اشتراک گذاری

از آنجا که تو خانواده مادر ی من نوه اول بودم به من خیلی خوش می گذشت همه اش تو بغل مامان بزرگ و بابابزرگ و خاله هام و داییم بودم هر روز عصر که داییم منو می برد بیرون بابا بزرگمم وقتی واسه افطار می اومد فقط با من بازی میکرد واسه همین من خیلی لوس شده بودم یه خرده که رو زمین می موندم همه اش گریه می کردم.  بعد از 40 روز بابام اومد دنبالمون ما اومدیم تهران.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرال خان می باشد