مهمانی


چند روزه که آرال جان نبودم تا واسط عکس بذارم آخه قرار بود یک سری از دوستام برای دیدن تو بیان خونه مون باید من خونه رو مرتب می کردم .
امروز که مهمون داشتیم کلی به تو خوش گذشت آخه چند روز بود که تنها بودی و همه اش گریه می کردی و نمی ذاشتی من کارامو بکنم امروز از بس همه با تو بازی کردند که تو وسط مهمونی خوابت برد و خوب خوابیدی . همه از تو خوششون اومده بود و ازت تعریف می کردند .
تو این روزا دوست داری که فقط بازی کنی و واسه همه چیز می خندی یک ذره که زمین می ذارمت گریه می کنی و دوست داری فقط بغل باشی منم با یک دستم تو رو می گیریم و با یک دست دیگم کارامو انجام می دم. عصر ها هم بابات ما رو می بره بیرون تا تو خوشحال باشی آخه تو بیرونو دوست داری
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



مهمانی
