آرالآرال، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه سن داره

آرال خان

دلنوشته های یک مادر برای پسر کوچولوش ( آنا دویغوسی )

مهمانی

1390/7/12 1:05
نویسنده : مامان آرال
3,477 بازدید
اشتراک گذاری

چند روزه که آرال جان نبودم تا واسط عکس بذارم آخه قرار بود یک سری از دوستام برای دیدن تو بیان خونه مون باید من خونه رو مرتب می کردم .

امروز که مهمون داشتیم کلی به تو خوش گذشت آخه چند روز بود که تنها بودی و همه اش گریه می کردی و نمی ذاشتی من کارامو بکنم امروز از بس همه با تو بازی کردند که تو وسط مهمونی خوابت برد و خوب خوابیدی . همه از تو خوششون اومده بود و ازت تعریف می کردند . 

تو این روزا دوست داری که فقط بازی کنی و واسه همه چیز می خندی یک ذره که زمین می  ذارمت گریه می کنی و دوست داری فقط بغل باشی منم با یک دستم تو رو می گیریم و با یک دست دیگم کارامو انجام می دم. عصر ها هم   بابات ما رو می بره بیرون تا تو خوشحال باشی آخه تو بیرونو دوست داری  

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

fati
13 مهر 90 12:00
gorbonet besham man
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرال خان می باشد