آرالآرال، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 29 روز سن داره

آرال خان

دلنوشته های یک مادر برای پسر کوچولوش ( آنا دویغوسی )

مسافرت

1390/7/22 19:43
نویسنده : مامان آرال
3,720 بازدید
اشتراک گذاری

ما تازه اومدیم شهرستان این اولین باری که من و توتنهای اومدیم پسرم تو اصلا منو اذیت نکردی و تو راه فقط خوابیدی وقتی هم ایتجا رسیدیم از 6 صبح بیدار بودی از بس اینجا دور و برت شلوغ بود با تمام  خستگیت  نخوابیدی و با مامان و بزرگ و بابابزرگ و خاله هات بازی کردی.

دیروز هم عروسی بودی به تو خیلی خوش گذشت چون همه اونجا باهات بازی میکردند و حرف می زدند تو هم به همه لبخند می زدی تو عروسی بهت می گفتند آقای خوش اخلاق

الانم ما اینجا موندیم باباتم تهرانه همه اش میگه دلم برای آرال تنگ شده واسه همین قراره من هر روز عکس تو رو تو وبلاگت بذارم .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرال خان می باشد