آرالآرال، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 1 روز سن داره

آرال خان

دلنوشته های یک مادر برای پسر کوچولوش ( آنا دویغوسی )

اتفاقات مهم آرال در آذرشهر

1390/8/21 12:29
نویسنده : مامان آرال
4,037 بازدید
اشتراک گذاری

چند وقته که نتونستم برات چیزی بنویسم آخه بابایی اومده بود شهرستان تا ما رو بیاره تهران واسه همین هم همه اش مهمونی بودیم .

یک هفته است همه اش داری بر می گردی تا چهاردست و پا بری فقط کارت شده همین. اینقدر تلاش میکنی که برگردی و چهاردست و پا بری ولی زورت نمی رسه. منم  این شعر و واست می خونم.

بالاما قوربان اینه لر    بالام هاواقت ایمکلر

تو این عکس  تو اولین دفعه بود که برگشته بودی و کلی ذوق می کردی.

بخاطر همین خوشحالیت مامان بزرگ اشرف هم رفت واست یه عروسک خوشگل گرفت.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرال خان می باشد