ماهگرد 7 ماهگی - ورود به ماه هشتم
گویلرده بیر گول وارییدی آللاه اونو منه وئردی منده اونو اوز قلبیمه اکدیم
تا قلبیم گولسوز قالماسین منیم گوزل گولیم 7 آی بوندان قاباخ سنی آلله منه وئردی چوخ شوکور.
آرال جان امروز7 ماهگیت تمام شد و وارد ماه هشتم شدی و من میخوام یک سری عکس و خاطره تا این ماه واست بذارم .
اینم چند تا عکساز 7 ماهگیت

بوردادا گولورسن جانیم

آرال جان تو روز 25 خرداد 1390 ساعت 20 : 11 در بیمارستان میلاد به دنیا اومدی اون روز بهترین روز زندگی من و بابایی بود
وزنت 3 کیلو و چهارصدو بیست گرم بود قدت 51 بود و دور سرت 36 بود. اونروز مامان بزرگ و خاله ها پیشمون بودن و خالی فاطی فقط از تو فیلم و عکس می گرفت .
این عکس 2 ساعت بعد از به دنبا اومدنته.

اینم عکس همون روزه که تو چشاتو باز کرده بودی

بابایی هم این گل واسمون گرفته بود.

یک روز بعد از به دنیا اومدنت از بیمارستان مرخص شدیم اونروز روز تولد حضرت علی بود و بابات بهترین کادوی روز پدر رو گرفت

اولین کسی که بعد از اومدنمون اومد دیدنمون خاله مینا دوستمون بود که با یک دسته گل قشنگ اومده بود.

از روز دوم زردی گرفتی و 5 روز تو بیمارستان بستری بودی خیلی دوره بدی بود دوست ندارم به خاطرشون بیارم چون بدترین روزهای زندگیمونه ............
19 روزت بود که ختنه کردی 5 روز بعدش حلقه ات افتاد و ما با مامان بزرگ و خاله ها که مونده بودن پیشمون رفتیم شهرمون. تو این مدت تو شبها نمی خوابیدی مامان بزرگ با من تا صبح بیدار می موند .
من 9 ماهی که تو دلمون بود هر روز واست قران میخوندم واسه همین بعد از به دنیا اومدنت وقتی گریه هات زیاد مشد ما واست قران می ذاشتیم و تو آروم می شدی
اینم چند تا عکس تا 25 روزگیت






ماهگرد 7 ماهگی - ورود به ماه هشتم
